وب لاگ   


2008-07-02 09:01:11
طلوع خورشید آرزوها
 

تا حالا شده احساس کنید منتظر هستید؟ چند وقت هست که منتظرم. یعنی حسی شبیه به انتظار دارم. ولی حسابی گیج شدم. هیچی به ذهنم نمیرسه. حال و هوای درستی ندارم. به قول بچه ها میخوام از طلوع خورشید و صبح و ..... بگم ولی هوای من تاریک و بارونیه. یه ستاره برای خودم توی آسمون جدا کرده بودم ولی چند شب هست که نمیبینمش (یعنی چی؟؟؟) دلم گرفته. شاید به خاطر همون حس غریب انتظاری که نمیدونم چیه. تازه فهمیدم مسئله بودن یا نبودن نیست. مسئله فراتر از این حرفاست. تنها کسی که میدونه من چی میگم خداست. یعنی تنها دل خوشیم اینه. حرفامو میشنوی خدا؟ این دل خوشیمو ازم نگیر خدا. یه عمرِ که تو این دنیا به هیچی دل نبستم تا چیزی نتونه جلوی رفتنمو بگیره. خدایا خیلی راحت میتونم از این دنیا با تمام خوبی و بدیش ، با تمام لذت ها و دردهاش بگذرم و بیام پیشت

 
0 نظر خواهی / فرستادن نظر


2008-02-07 06:31:57
عزاداری....
 

به این فکر می کنم که اگه همین چند شب محرم هم نبود ، چه اتفاقی واسه دین من میفتاد. فکر کنم اگه محرم نبود خیلی زود دین هم فراموش می شد. وقتی فکر می کنم میبینم این قیام و این میهمانی خیلی دلیل داشته. بیشتر از هزار تا دلیل. خیلی بیشتر.

شما هم برای مراسم عزاداری به مساجد میرین؟ برای چی میرین؟ داشتم این سوال رو از خودم می پرسیدم. برای بخشیده شدن گناهانم؟ به خاطر امام حسین(ع)؟ به خاطر علی اصغر و .....

آدم با چه روئی بگه میرم برای بخشیده شدن گناهام؟ یک سال گناه کردیم حالا امام حسین اومدیم مارو ببخشی. اومدیم دعا کنیم مریضای ما رو شفاعت عطا کنی.

عشق و ای تمام وجودم

تو بود و نبودم

فدای رخ تو همه عالم

بیا بنگر بر دل غم دیده

که لیلی ندیده

ز غم چه کشیده در این عالم

یک دم بنگر حال زار مرا

بیقرار مرا

ای تمام امیدم

تو صبح سپیدم

ز نرگس چشمت

ببین چه کشیدم.

یا ابا صالح مددی ، یا ابا صالح مددی ، یا ابا صالح مددی.......

 
0 نظر خواهی




© 2008 aminnoura.ir